1 آن 1 که 1 عوض شود
برنامه های سرد و غمینم عوض شود
در خاطرم به جز غم و اشک از گذشته نیست
باید که خاطرات چنینم عوض شود
در دین نو به برگ گلی سجده می کنم
تا داغ های روی جبینم عوض شود
شک می کنم به هر کس و هر چیز بعد از این
شک می کنم که شک و یقینم عوض شود
یک نیمه در هیاهوی بیگانه باختم
حق من است این که زمینم عوض شود
از دین فروش و نوع بهشتش فراریم
کاری کنم که خلد برینم عوض شود
قرآن زبان مادری ام هست و بعد از این
می خوانمش که حال حزینم عوض شود
برچسب:
نویسنده: مریم کاشانی